در شرایط عادی شاید به اعتقاد بسیاری از افراد صلاح نباشد كه در مصاحبه با یك مقام نظامی، آنچنان به بحث جنگ و حمله احتمالی پرداخته شود اما وقتی یك مقام نظامی آمریكایی به شكلی تهدید آمیز و به صراحت اعلام می كند كه نقشه حمله به ایران آماده است، انسان كنجكاو می شود تا پاسخ مقامات كشورمان به اینگونه تهدیدات را جویا شود. اگرچه مقامات عالیرتبه كشورمان در روزهای گذشته واكنش هایی را به اینگونه تهدیدات داده اند اما شنیدن جزئیات واكنش جمهوری اسلامی ایران در صورت هرگونه تجاوز احتمالی، از زبان یك مقام نظامی كشور جالب توجه است. فرمانده نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در گفتگو با جام جم ضمن بیان توانمندی های كشورمان در عرصه دریا، به آسیب شناسی نیروی نظامی دشمنانمان می پردازد و آنها را به مرور حوادث سال های 66 و 67 فرا می خواند. سردار علی فدوی تاكید می كند كه جمهوری اسلامی ایران با توجه به توانمندی های خود، این امكان را دارد كه در صورت هرگونه تجاوز، خالق وضعیت ها باشد. مشروح این گفتگو را می خوانید.
توانمندی های نیروی دریایی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در مقایسه با توانمندی های سایر كشورهای منطقه و فرامنطقه ای چه جایگاهی دارد؟
توانمندی های نیروی دریایی سپاه بر 4 پایه و محور استوار شده است. یكی از آنها توان شناوری نیروی دریایی سپاه است و طبیعی است كه محور اصلی توانمندی های ما بر این پایه استوار است. علت آن هم این است كه حوزه فعالیت ما در دریاست و شناور اصلی ترین عنصر در این توان دریایی است. در راستا و امتداد این روند، ما مجموعه هوا ـ دریا را داریم. هوا ـ دریا شامل وسایلی می شود كه در دریا استفاده می شوند ولی بالاتر از سطح دریا حركت می كنند كه به عنوان مثال می توان به بالگردها، شناورهای پرنده و انواع مختلف پهبادها اشاره كرد. ما در كنار مجموعه تجهیزات هوا ـ دریا، مجموعه موشكی ساحل به دریا و همچنین مجموعه تفنگداری و تكاوری را داریم كه اینها در كنار یكدیگر، 4 محور توانمندی های نیروی دریایی سپاه را تشكیل می دهند. طبیعی است كه این مجموعه عملیاتی را مجموعه های مختلف پشتیبانی، حمایت می كنند. به عنوان مثال، اشراف اطلاعاتی یك الزام است و باید انجام شود یا این كه مجموعه های آمادی، مجموعه های مهندسی و مجموعه های جنگال و مخابرات، پشتیبانی مجموعه عملیاتی را انجام می دهند. اما مجموعه عملیاتی ما در بخش شناوری، تركیب كاملی است از شناورهای كلاس عاشورا، طارق و ذوالفقار كه تعداد آنها بسیار زیاد است. این شناورها در واقع شاكله اصلی بخش شناوری سپاه را تشكیل می دهند. البته ما شناورهای بزرگ موشك انداز، شناورهای گشتی و شناورهای پشتیبانی را هم در اختیار داریم اما مجموعه رزمی ما همین مجموعه شناورهای كلاس ذوالفقار، طارق و عاشورا هستند كه در انواع مختلف موشك اندازی، اژدراندازی، راكت اندازی، شناورهایی كه در جنگ مین حضور دارند و شناورهای ویژه تقسیم بندی شده اند. یكی از مشخصاتی كه در نیروی دریایی سپاه به عنوان یك عنصر ثابت همواره مدنظر است، تعداد بسیار زیاد این شناورهاست كه از هركلاسی، تعداد قابل ملاحظه ای در اختیار داریم. شما وقتی به نیروهای دریایی كشورهای مختلف دنیا نگاه كنید می بینید كه تعداد شناورهای موشك انداز آنها، تعداد خیلی زیادی نیست و حتی در كشور بزرگی مثل آمریكا، شناورهای رزمی، حول و حوش 50 درصد یا حتی كمتر از 50درصد كل شناورها را تشكیل می دهند.
آنها تقریبا 500 فروند شناور دارند كه از این تعداد، حدود 270 فروند از آنها شناور رزمی است و نكته جالب توجه این است كه نیروی نظامی آمریكا، بزرگ ترین قدرت نظامی دنیاست.
در نیروی دریایی سپاه این طور نیست كه تعداد شناورهای موشك انداز، محدود باشد بلكه تعداد آنها بسیار زیاد است و ما از هر كلاسی، صدها فروند را در اختیار داریم. این شناورها به جز این كه تعدادشان بسیار زیاد است مشخصه دیگری هم دارند و آن این كه تا حد امكان، كوچك هستند. كوچكی یكی از فاكتورهای بسیار مهم در عرصه دریاست كه منافع زیادی را به همراه دارد، به عنوان مثال سیستم های راداری و الكترونیكی قادر نیستند كه یك رصد خیلی كامل و همه جانبه ای را از این شناورها داشته باشند، همچنین اصابت ها بسیار محدود خواهد بود و سیستم های موشكی قادر نخواهند بود كه شناورهای كوچك را مورد اصابت قرار دهند و در واقع به خاطر كوچكی، آسیب پذیری این شناورها، آسیب پذیری های بسیار اندكی خواهد بود. از طرف دیگر ما در مورد شناورهایمان، شاخص سرعت را داریم كه سرعت این شناورها بیش از 2 برابر سرعت حداكثری ناوهای جنگی دنیاست، این مساله، یك قابلیت بسیار خاص را به شناورهای ما می دهد كه می توانند خیلی سریع در صحنه نبرد حضور پیدا كنند و با استفاده از تسلیحاتی از جمله موشك و اژدر، توانمندی آتش بسیار بالایی را به اجرا بگذارند.
همچنین برد شناورهای ما در عین كوچكی، به میزانی است كه ما را قادر می كند در تمام مناطق مسوولیتی و نبرد احتمالی حضور داشته باشیم و در مقابل دشمنان بایستیم.
صحبت های شما تا حدودی دلایل گرایش نیروی دریایی سپاه به شناورهای كوچك را روشن كرد. با وجود این دلایل، آیا ما برنامه ای برای تولید شناورهای بزرگ نداریم؟
شناورهای بزرگ، به عنوان شاكله اصلی رزم نیروی دریایی سپاه جایی ندارند. علت آن هم این است كه شناور بزرگ بسیار آسیب پذیر است. انتخاب شناور بزرگ به معنی این است كه شما در زمین دشمن و در تعریف دشمن بازی كنید. توانمندی های بسیار زیاد دشمن در برخورد با شناورهای بزرگ باعث می شود كه در اغلب موارد، شناور بزرگ شما اصلادر صحنه نبرد قرار نداشته باشد و طبیعتا نمی تواند از توانمندی های خودش استفاده كند. شما در حالی با این مساله مواجه هستید كه دشمنان ما بر حسب ظاهر و بر حسب دنیایی، بالاترین توانمندی های نظامی تاریخ را در اختیار دارند. زمانی كه چنین وضعیتی برقرار است ما نمی توانیم در زمین آنها و در تعریف آنها، نیروهای خودمان را تجهیز و تسلیح كنیم، بلكه باید با تعاریفی كه متناسب با همه پارامترهای مربوط به ما هست این كار را انجام دهیم. آمال و آرزوهای ما، تهدیدات پیش روی ما، جغرافیای ما، تكنولوژی ما، صنعت ما، اقتصاد ما و همه مشخصات دیگر كشور ما در چگونگی تجهیزات و تسلیحات مان نقش دارند و این در حالی است كه تعریفی كه مربوط به دشمنان ماست، خیلی از مشخصاتش ربطی به كشوری مثل ما و كشورهای مشابه ما ندارد. شما حتی اگر صرفا از بعد اقتصادی هم نگاه كنید می بینید میزان پولی كه برای در اختیار داشتن یك ناو جنگی بزرگ نیاز است، بعضا به میزانی است كه به وسیله آن می توانید هزار فروند از شناورهای كوچك را در اختیار بگیرید، در حالی كه اثر عملیاتی یك فروند ناو با اثر عملیاتی آن هزار شناور، غیرقابل قیاس است.
اخیرا اعلام كردید كه شناور تندرو بلیدرانر كه در جمهوری اسلامی ایران به موشك انداز مجهز شده است از سال 90 مورد بهره برداری قرار می گیرد. در خصوص این شناور و نحوه تهیه آن توضیح می دهید؟
این شناور مربوط به مسابقات قایقرانی است كه ما آن را از انگلیس تهیه كرده ایم. سرعت این شناور در حدود 72نات (140 كیلومتر بر ساعت) است و این در حالی است كه متوسط سرعت شناورهای جنگی معمول در جهان در حدود 30 نات است و این نشان می دهد كه تجهیز این شناور به موشك انداز و اژدرافكن ها جهشی را در حوزه اینگونه شناورها ایجاد می كند. نكته ای كه حائز اهمیت است نیز همین است كه این شناور در نقاط مختلف دنیا و از جمله در انگلیس و آمریكا به عنوان یك قایق مسابقه ای تندروست و آن چیزی كه به این شناور هویت متفاوت می دهد كاری است كه ما روی آن انجام می دهیم. این شناور زمانی كه با آن سرعت بسیار بالاو تعادل فوق العاده ای كه دارد به عنوان یك شناور موشك انداز در اختیار ما باشد، آن زمان است كه نقش خودش را نشان می دهد. این نقش آنقدر حائز اهمیت است كه رئیس جمهور آمریكا مدتی پیش نسبت به دستیابی به آن ابراز نگرانی كرده بود.
این شناور حدود یك سال و نیم قبل، زمانی كه در راه ایران بود در مسیر انتقال، در حدود 650 مایلی چابهار در اقیانوس هند، از سوی ناوهای جنگی نیروهای دریایی آمریكا مورد محاصره قرار گرفت، به طوری كه از حدود ساعت 6 صبح تا 10 شب تحت محاصره این ناوها بود و سرانجام با مداخله نیروهای ما، شناورهای آمریكایی از محل دور شدند و شناور بلیدرانر به كشور انتقال داده شد. با وجود این كه این ماجرا مربوط به یك سال و نیم قبل بود نكته جالب این است كه رئیس جمهور آمریكا به تازگی در مورد آن ابراز نگرانی كرده است كه این مساله نشان می دهد آنها آن طور كه ادعا می كنند نسبت به همه مسائل اشراف دارند، اصلااین طور نیست.
تهدیدات نظامی آمریكا علیه كشورمان در سال های اخیر، باوجود فراز و فرودهایی كه داشته، هیچ گاه حذف نشده است و اخیرا تا حدودی افزایش نیز یافته اند. شما به عنوان یك مقام نظامی تا چه میزان این تهدیدات را جدی می دانید و در محاسبات خود آنها را دخالت می دهید؟
برای ما اصلامهم نیست كه چه چیزی در سرآنها می گذرد. چیزی كه مهم است این كه ما در آمادگی كامل به سر می بریم و دائما این آمادگی خود را افزایش می دهیم ولی من فكر می كنم كه در طول سال های گذشته، به دفعات زیاد در مقاطع مختلف ما در شرایط اینچنینی و تحت عملیات روانی قرار داشته ایم. آنها حتی در مقطعی از 19 منطقه از ایران نام بردند و اعلام كردند كه قرار است این مناطق مورد حمله قرار بگیرند، ولی هرگز آنها جرات نكردند كوچك ترین اقدامی علیه ما انجام بدهند و من فكر می كنم، شرایط ما در حال حاضر به لحاظ بازدارندگی و توانمندی اصلاقابل مقایسه با گذشته نیست و دشمنان ما خیلی از این مطالب را می دانند.
آیا این تهدیدها در آرایش های سیاسی نیروهای مسلح ما تاثیر داشته است یا خیر؟ به عنوان مثال آیا انتقال یگان های نیروی دریایی سپاه به بندرعباس، ناشی از این تهدیدها بوده است؟
در چارچوب كلی، حضور در صحنه یك اصل است و مقام معظم رهبری مدت ها قبل چنین دستوری را به ما دادند. من در اولین روزهای ماموریتم در نیروی دریایی سپاه، مقدمات انتقال یگان های نیروی دریایی به بندرعباس را پیگیری كردم و این مساله را عملیاتی كردیم.
در حال حاضر چه كشورهایی بجز ایران، در تامین امنیت تنگه هرمز و خلیج فارس نقش دارند؟
ما همه پارامترهای لازم را برای این كه بتوانیم امنیت منطقه، اعم از خلیج فارس و تنگه هرمز را به بهترین نحو كنترل كنیم، در اختیار داریم. ما هم توانمندی نظامی بازدارنده كاملی در اختیار داریم و هم توانمندی هایی داریم كه جغرافیای منطقه موضوع انرژی، ظرفیت های انسانی موجود در جمهوری اسلامی، ظرفیت های فرهنگی و ظرفیت های تاریخی در اختیار ما گذاشته اند.
در یك كلام ما انواع مختلف توانمندی هایی را كه برای ایجاد امنیت لازم است، در اختیار داریم.
طبیعی است كه این توانمندی ها، امنیت ما و كشورهای منطقه را به دنبال دارد و با اهداف شومی كه بیگانگان در منطقه دنبال می كنند، متفاوت است. اهداف بیگانگان در منطقه اصالت ندارد و مربوط به كشورهای منطقه نیست بلكه حضور آنها در این منطقه صرفا به دلیل كنترل دنیا و فشار بر كشورهای منطقه است. از نگاه ما كشورهای منطقه همگی یك جغرافیا دارند و از یك فرهنگ و دین و اشتراكات فراوان بسیاری برخوردارند و هر نفعی كه ما می بریم، سایر كشورهای منطقه هم می برند و این در حالی است كه این مساله در خصوص دشمنان ما صدق نمی كند. دشمنان ما، دشمنی خودشان را هم برای ما و هم برای سایر كشورهای منطقه اثبات كرده اند و در حقیقت اصلااعمال حاكمیتی را برای كشورهای منطقه قبول ندارند و هر غلطی كه می خواهند در برخی از كشورهای منطقه انجام می دهند.
توانمندی ها و اقداماتی كه جمهوری اسلامی ایران قادر به انجام آنهاست، تقابل با اقدامات دشمنان فرامنطقه ای است.
در استراتژی های ما زمانی كه صحبت از كشورهای منطقه به میان می آید، تامین امنیت جمعی مطرح است اما وقتی كه پای دشمنان به میان می آید، مساله مطرح، چیزی نیست به جز تقابل و برخورد قاطع.
سوال من این است كه آیا در تامین امنیت منطقه علاوه بر نیروی دریایی سپاه، سایر كشورها نیز فعالیت دارند؟
الان روند همگرایی های مختلفی میان ما و كشورهای منطقه وجود دارد. ما و بعضی از كشورهای منطقه، روابط همه جانبه ای داریم كه حتی مسائل نظامی را نیز دربرمی گیرد. شركت نمایندگان نظامی از كشورهای مختلف در رزمایش هایی كه ما در اول سال برگزار كردیم، موید این مساله است كه روابط و تعاملات، در بالاترین سطح خودش كه مسائل نظامی است، برقرار است.
البته به خاطر برخی تاثیرگذاری ها و فشارهایی كه بعضا از سوی كشورهای فرامنطقه ای اعمال می شود، ما با افت و خیزهایی در روابط نیز مواجه هستیم و بعضا صحبت هایی هم صورت می گیرد. به عنوان مثال اخیرا سفیر یكی از كشورهای منطقه در آمریكا اظهارات احمقانه ای را مطرح كرد كه زودتر از این كه با عكس العمل ما مواجه شود، با عكس العمل مسوولان كشور خودش مواجه شد و خیلی سریع این اظهارات را تكذیب كردند و پس گرفتند. بنابراین ما با چنین مسائلی هم مواجه هستیم، اما اینها اصالت ندارد و آن چیزی كه اصالت دارد، اشتراكات عمیقی است كه میان ما و مردم منطقه وجود دارد.
ما همگی به یك دین اعتقاد داریم و در یك جغرافیا زندگی می كنیم، منافع و تهدیدات ما مشترك است، بسیاری از حوزه های نفتی و گازی ما با كشورهای جنوب خلیج فارس مشترك است و در حقیقت ما با كشورهای منطقه از یك لیوان آب می خوریم. وقتی چنین شرایطی برقرار است، به منزله این است كه اصالت و اولویت با این گونه اشتراكات است و برخی موضعگیری های مقطعی نامناسبی كه بندرت شاهد آن هستیم، ناشی از شیطنت هایی است كه كشورهای فرامنطقه ای در راستای مطامع خودشان انجام می دهند.
در جایی گفته بودید كه در صورت بروز كوچك ترین تجاوزی از سوی دشمنان، پاسخی «بسیار خاص» و «بسیار متناسب» به آنها خواهیم داد. می توانید در خصوص كیفیت چنین پاسخی بیشتر توضیح دهید؟
ما یك مثلی داریم به این مضمون كه «شنیدن كی بود مانند دیدن». منظورم از گفتن این مثل این است كه دشمنان ما تا زمانی كه توان دفاعی ما را لمس نكنند، قادر نیستند كه این توان را كاملادرك كنند كه البته در گذشته تا حدودی این توان را لمس كرده اند. من در صحبت های خودم اشاره كردم كه ارزش یك ناو آمریكایی حول و حوش یك میلیارد دلار است. در سال 66 دشمنان ما شاهد انهدام این ناو یك میلیارد دلاری (فریگیت موشك انداز ساموئل بی رابرتز) خود بودند و آمریكایی ها هرگز این اتفاق را فراموش نخواهند كرد. انهدام یك ناو جنگی با آن عظمت، مساله ساده ای نیست كه به این سادگی فراموش شود یا سرنگونی هلیكوپتر آمریكایی در جریان جنگ خلیج فارس، چیزی نیست كه آنها فراموش كنند. اینها همگی نشانه عدم صحت ادعاهایی است كه آمریكایی ها همواره در گذشته و حال داشته اند. در همان زمان جنگ خلیج فارس هم رسانه ها یك روند جدیدی را آغاز كرده بودند و سی.ان.ان تازه شروع به كار كرده بود و برای این كه خود را مطرح كند، سعی می كرد مسائل خلیج فارس را زنده به نمایش بگذارد. سی.ان.ان در همان زمان، سقوط هلیكوپتر آمریكایی و بیرون آوردن این هلیكوپتر توسط نیروهای ایرانی را در سال 66 به صورت زنده پخش كرد و هنوز هم اگر به آرشیوهای سی.ان.ان مراجعه كنید، این تصاویر موجود هستند. شما بد نیست كه به خبرهای رسانه ای كه در سال های 66 و 67 بین نیروی دریایی سپاه و آمریكا گذشت، نگاهی بیندازید كه قطعا آمریكایی ها با دقت بالایی معمولااین كارها را می كنند ، ملاحظه خواهید كرد كه اگر ملتی پای كار باشند، توانمندی بسیار بالایی به دست خواهند آورد كه قادر است هرگونه تهدیدی را به صورت بسیار مناسب پاسخ بدهد. البته من اخیرا بررسی ای را انجام دادم كه مسوولین فعلی آمریكا در سال های 66 و 67 در چه وضعیتی بوده اند و در چه كاری و در چه رده ای مشغول به كار بوده اند كه متوجه شدم تقریبا تمام مسوولین رده اول آمریكا اصلادر روالی كه مربوط به مسوولیت های فعلی آنها باشد نبوده اند. اوباما در آن زمان دانشجو بوده و مشغول درس و بعضا مسائل دانشجویی بوده است و هیلاری كلینتون هم علاوه بر اینكه دانشجو بوده، مشغولیات و فخرفروشی های زنانه ای داشته تا تلاش كند همسرش به فرمانداری برسد. علاوه بر این مسائل، نكته قابل اهمیت این است كه داشتن این جغرافیا، خودش یك عامل بازدارنده بسیار مهم خواهد بود. بنابراین هرگونه تجاوزی از سوی دشمنان طبیعتا در حوزه نیروی دریایی سپاه با یك پاسخ نظامی قاطع مواجه خواهد بود و البته در حوزه های دیگر هم انواع مختلف مجموعه ها قرار دارند كه پاسخ های مقتضی را به هر گونه تجاوز خواهند داد.
در صورت بروز تجاوزهای موردی كه به عنوان مثال ممكن است از سوی یك ناو دشمن صورت بگیرد، آیا پاسخ ایران هم موردی است یا این كه گسترده خواهد بود؟
ما در یك صحنه نبرد كامل قرار داریم و در این صحنه نبرد، انواع مختلف وضعیت ها و شرایط وجود دارد. چیزی كه حائز اهمیت است این كه ما توانمندی های بسیار زیادی داریم كه به ما امكان می دهد كه ما خالق وضعیت ها باشیم. البته این مساله برای مومن، اصالتی است و مومنان نباید از حادثه ها تاثیرپذیر باشند و در عوض باید حادثه ساز باشند. در اینجا هم همین روال وجود دارد و ما در كل صحنه نبرد به بهترین اقدام دست می زنیم. امكان دارد در شرایطی به همان ناو دشمن كه اقدام كننده است پاسخ دهیم و در شرایطی دیگر، اقدام متفاوتی انجام دهیم.
آیا این احتمال وجود دارد كه پایگاه های نظامی دشمنان در سواحل خلیج فارس نیز مورد حمله قرار گیرند؟
ما به لحاظ توانمندی های موشكی ساحل به دریا كه در اختیار داریم، قادریم كه در سواحل و در دریا علیه دشمنان خودمان اقدام كنیم. همچنین توانمندی موشكی زمین به زمین سپاه كه در اختیار نیروی هوا ـ فضای سپاه است، توانمندی بسیار وسیع و همه جانبه، با برد بسیار زیاد است كه می تواند هر هدفی را با دقت های بسیار زیاد مورد اصابت قرار دهد. به عبارت دیگر هیچ محلی كه مربوط به دشمنان ماست، به هیچ وجهی از امنیت برخوردار نخواهد بود. هیچ تفاوتی هم نمی كند كه این محل ها در دریا باشند یا در سواحل و خشكی ها.
آیا شما پایگاه های آمریكا در كشورهای منطقه را هم رصد می كنید؟
اگر محلی پایگاه آمریكاست، بنابراین مربوط به كشورهای منطقه نیست. ما هر محلی كه مربوط به كشورهای منطقه باشد را همچون كشور خودمان می دانیم؛ اما وقتی گفته می شود كه فلان محل پایگاه آمریكاست، بنابراین این محل متعلق به آمریكاست و ما در صورت هرگونه تقابلی، آمریكایی ها را مورد اصابت قرار خواهیم داد.
اگر ناوهای آمریكایی در محلی خارج از خلیج فارس علیه كشورمان اقدامی را انجام دهند، آیا در این صورت هم امكان پاسخ دهی نیروی دریایی سپاه به آنها وجود دارد؟
محدوده پاسخگویی ما، جغرافیای خاصی نیست و محدود به خلیج فارس نمی شود، البته جغرافیای خلیج فارس، جغرافیای بسیار ویژه ای است و تمام این برنامه ها به این خاطر است كه دشمنان می خواهند این جغرافیا را در اختیار داشته باشند. بنابراین، طبیعتا اهمیت اینجا پایدار است.
مدتی قبل، برخی رسانه های عربی، خبری را منتشر كردند مبنی بر این كه تعدادی تك تیرانداز از سوی جمهوری اسلامی ایران در تنگه هرمز مستقر شده اند. این اخبار تا چه حدی صحت دارد؟
این حرف ها، حرف های بیخودی است. مگر تنگه هرمز یك تنگه 500 متری است كه بخواهیم با تك تیرانداز از آن محافظت كنیم؟! كمترین عرض تنگه هرمز كه در میان جزیره لارك ما و شبه جزیره مسندام عمان قرار دارد، 45كیلومتر است، بنابراین اظهاراتی نظیر این كه ایران بخواهد تك تیرانداز در آن منطقه مستقر كند، اظهارات ناپخته ای است. تك تیرانداز حداكثر بردی را كه می تواند هدف قرار دهد، 2 كیلومتر است و این برد هم تازه مربوط به سلاح های جدیدی است كه البته ما هم به طور كامل از آنها بهره مند هستیم. اما ما در زمینه حفاظت از تنگه هرمز از تركیب كامل و بسیار متناسبی از مجموعه دریا به دریا و ساحل به دریا بهره می بریم كه این مجموعه صددرصد متحرك است و بیش از 2 هزار كیلومتر سواحل جمهوری اسلامی از منطقه اروند تا منطقه پسابندر در شرقی ترین مرز آبی ما را پوشش می دهد. این مجموعه با برد بسیار زیادی كه دارد كل تنگه هرمز، خلیج فارس، شمال دریای عمان و بعضا شمال اقیانوس هند را پوشش می دهد. وجود تعداد بسیار زیادی از این مجموعه ها در نیروی دریایی سپاه ما را قادر می كند كه همزمان تعداد بسیار زیادی هدف را مورد اصابت قرار دهیم. نكته قابل توجه این است كه تنگه هرمز برای دشمنان ما و منطقه همچون گلوگاهی می ماند و طبیعی است كه ما از یك گستره بسیار وسیعی از توانمندی ها كه بعضا به آنها اشاره كردم برای برقراری امنیت این منطقه استفاده می كنیم و علیه دشمنانی كه به دنبال از بین بردن امنیت در منطقه هستند اقدام می كنیم. آمریكایی ها از دیرباز مدعی ایجاد امنیت بوده اند اما در سال های گذشته به هرجایی كه رفته اند امنیت از آنجا رفته است. آنها در سال های جنگ اعلام كردند كه برای تامین امنیت انرژی به خلیج فارس آمده اند ولی حركت آنها، از بین برنده امنیت انرژی بود. آمریكایی ها به كمك عراقی ها در آن زمان شرایطی را در خلیج فارس به وجود آوردند كه بیش از 500 فروند كشتی مورد اصابت قرار گرفت. آیا این امنیت است؟!
این كشتی ها متعلق به چه كشوری بود؟
اینها كشتی هایی بودند كه در طول جنگ 8 ساله مورد اصابت قرار گرفتند كه بخش زیادی از آنها یا متعلق به ما بود یا كشتی هایی بودند كه به مقصد كشور ما در حركت بودند. طبیعتا در شرایطی كه ما ماموریت مقابله به مثل را پیدا كردیم، كشتی هایی را كه ماموریت كمك رسانی و تجهیز دشمنانمان را برعهده داشتند یا در راستای اهداف آمریكایی ها فعالیت می كردند، مورد اصابت قرار دادیم. این مسائل به معنی عدم امنیت است كه همه آنها به خاطر آمدن آمریكایی ها به خلیج فارس بود. تا زمانی كه آمریكایی ها به خلیج فارس نیامده بودند، قرارگاه نوح(ع) و نیروی دریایی سپاه، به عنوان یكی از 3 قرارگاه عمل كننده در جنگ زمینی با عراق، مشغول انجام عملیات بود. ما از وسط عملیات كربلای 5 در شلمچه، از مجموعه های دیگر سپاه جدا شدیم و به خلیج فارس آمدیم. اگر آنها در خلیج فارس ایجاد ناامنی نمی كردند، شاید آن زمان ما اصلابه این منطقه نمی آمدیم و حضور ما وقتی اتفاق افتاد كه آمریكایی ها پیش از ما به خلیج فارس آمدند و كشتی های ما را به صورت مستقیم و غیرمستقیم مورد اصابت قرار دادند.
در تحریم های اخیر شورای امنیت، بندی وجود دارد كه به سایر كشورها اجازه می دهد كشتی های جمهوری اسلامی ایران را بازرسی كنند. آیا تاكنون بازرسی از كشتی های ما صورت گرفته و اگر چنین اتفاقی بیفتد، واكنش نیروی دریایی سپاه به این اقدام چه خواهد بود؟
ما تا به حال گزارش مشخصی مبنی بر انجام بازرسی از كشتی های ایرانی نداشته ایم، ولی سیاست مشخصی كه ما اعمال خواهیم كرد مقابله به مثل است. یعنی اگر اقدامی صورت بگیرد ما بلافاصله اقدامی را انجام خواهیم داد و هر كشوری كه از كشتی های ما بازرسی كند علیه او اقدام می كنیم، مقابله به مثل می كنیم و این مقابله به مثل مقداری هم نسبت به اقدام آنها دست بالاتر خواهد داشت.
مقابله به مثل اشكال مختلفی دارد و زمانی كه انجام شود، ابعاد كامل آن مشخص خواهد شد و این دقیقا بستگی به اقدام نابخردانه ای دارد كه ممكن است از سوی دشمنان ما صورت بگیرد.
اخیرا یك كشتی ژاپنی در خلیج فارس دچار سانحه شد كه ابتدا احتمال عملیات تروریستی رد شد اما بعدا القاعده مسوولیت این اتفاق را برعهده گرفت. موضع جمهوری اسلامی ایران درخصوص این ماجرا چه بود؟
مساله این كشتی ژاپنی، موضوع مشكوكی بود. این اتفاق در منطقه شرقی تنگه هرمز افتاد و از زمانی كه این شناور اعلام وضعیت و درخواست كمك كرد ما به گوش بودیم و تمام مكالمات آنها را شنیدیم و در جریان كامل ماجرا بودیم. بعد از مدتی كه این قصه مطرح شد القاعده مسوولیت آن را بر عهده گرفت. آسیبی هم به این كشتی وارد نشده بود و عمانی ها هم اعلام كردند كه این یك حادثه بوده و اصلاحمله ای وجود نداشته است. عكس هایی هم كه منتشر شد نشان می داد كه آسیب جدی به كشتی وارد نشده بود. بنابراین به نظر می رسد كه این اقدام در راستای روند توطئه ای باشد كه برای ناامن كردن منطقه وجود داشته و به نظر من یك روند جدیدی است كه احتمال دارد ادامه پیدا كند تا به نوعی، چشم اندازی از منطقه نمایش داده شود كه ناامنی را تداعی كند. این همان اقدامی است كه آمریكایی ها در سال 65 هم انجام دادند و متعاقب آن حضور بسیار مفصل تری را در منطقه شكل دادند. اما آمریكایی ها دیگر مثل سال های دهه 60 قادر نیستند كه از واقعیت ها تصویرسازی كنند. این مساله به این دلیل است كه رسانه ها همچون گذشته در اختیار آمریكایی ها نیستند و ماهیت واقعی آنها برای مردم دنیا آشكار شده است. تصویرسازی از واقعیت، حنای بی رنگی شده كه دولت آمریكا دیگر قادر نیست با آن حتی مردم خود را رنگ كند، چه رسد به مردم هوشیار مناطق دیگر و به خصوص خاورمیانه را.
یعنی به اعتقاد شما آنها با استفاده از چنین سناریوهایی قصد دارند حضور خود در خلیج فارس را گسترده تر كنند؟
آنها در حقیقت به دنبال این هستند كه توجیه بیشتری برای حضور خود در منطقه داشته باشند، چرا كه الان حضور آنها در منطقه برقرار است و هم در كشورهای جنوبی خلیج فارس حضور دارند و هم در عراق، افغانستان و پاكستان. در واقع آنها به دنبال توجیه بیشتری برای علت حضور خود در منطقه و به دنبال شیطنت های بیشتر برای ما، خاصه در حوزه جنگ روانی هستند.
صداقت 24 ساعته است
24 ساعته با صداقت باشید